Naeem
Naeem, 36

خواند مرا سوی دوست * نفخه گلبوی دوست

لعل سخنگوی دوست * گفت چی خواهی ز دوست

گفتمش ای دوست , دوست

آن گل باغ وجود * مظهر تقوا و جود

لب به تبسم گشود * گفت مرادت چه بود

گفتمش ای دوست , دوست

گفت در این بارگاه * از چه تو بردی پناه

سوی که دادی نگاه * کیست تو را خضر راه

گفتمش ای دوست ,دوست

گفت در این کار زاز * طالب رخسار یار

سرخوش عشق نگار * کیست بگو غم مدار

گفتمش ای دوست , دوست

گفت بگو کیستی * اهل دل ار نیستی

از چه چنین زیستی * در طلب کیستی

گفتمش ای دوست , دوست

گفت طلب کن ز دوست * آنچه ترا آرزوست

تا که به دستت سبوست * چون همه هستی از اوست

گفتمش ای دوست , دوست

رفت چو یک سو حجاب * گشت عیان آفتاب

شد ز کفم صبر و تاب * خواست چو از من جواب

گفتمش ای دوست , دوست

À propos
  • Méduses (Jeu préféré)
Photos
  • Le flux est vide